تولد آوینا جونم...
روز چهارشنبه مصادف با 13 شهریور، تولد بهترین دوستم آوینا بود...آوینا جونم منو ببخش که نتونستم توی جشنت شرکت کنم ...آخه من هنوز یه کم کوچولوئم و یه کم با آدم بزرگها غریبی میکنم...مامانم هم ملاحظه حالم رو کرد و خودش به تنهایی اومد...ان شاالله سالهای بعد منم با مامانم میام و حسابی با هم بازی میکنیم ملکه زنبورها ، آبجی عزیزم...تولدت مبارک از اینکه به یادم بودی و برام یه جایزه خیلی خوشگل تدارک دیدی، ازت ممنونم از مامان آوینا هم به خاطر جشن با شکوهش خیلی خیلی ممنونیم و ازهمین جا بهش خسته نباشید میگیم ...
نویسنده :
مریم
10:45









